
...
یه لحظه هایی هست.. سیگارت دستته .. چاییت روی میزه ..
به سیگارت پک می زنی .. چای وسوسه ت می کنه ؛
مقاومت می کنی .. خودتم می دونی .. خیلی لذت داره که .. چاییت صبر کنه
سیگارت تموم بشه .. بعد بخوریش !!
یه دفعه
احساسِ رهایی می کنی .. چایی رو که خوردی .. یه لبخند می زنی و سیگارِ بعدی رو روشن می کنی !
از تو
فقط
یک بوسه می خواهم
آرام
فقط به اندازه ی
یک دَم
بازدمش مالِ تو !